zondag 24 april 2011

حاج آقا خامنه ای (دامت افتضاح) و دشمن


قسمت اول : انتخابات .

روز انتخابات ریاست جمهوری نزدیک شده بود، در بعد از ظهر یک روز داغ و کسالت بار تکراری , در کوچه پس کوچه های شهر مبارک قم ، که فاظلاب خانه ها در خندق های پر لجن مطهرش روان بود خر حزب اللهی و مرد اصلاح طلبی به همراه یک جوان بسیجی گی به اتفاق به زیارت حاجی آقا خامنه ای شرفیاب می شدند تا از شیخشان در مورد مسئله انتخابات برای خود و مردم تکلیفشان را بپرسند و مختصری از مشکلات عدیده نظام را برای آقا شرح بدهند. چون حاج آقا را تنها رابط میان این دنیا و آن جهان و نماینده خدا بر روی زمین میدانستند و دست آخر اینکه از درگاه حاجی طلب نذر و نیاز و دعای سلامتی نیز داشته باشند . هوای قم فوق العاده گرم بود حاج آقا مختصری کسالت پیدا کرده بود مسئله رای گیری تمام ذهنش را که شامل چند گرم مغز پلاسیده بود پر کرده بود ، و هر جا را که نگاه می کرد به خیالش دشمن می دید. آقا کرامات داشت و می گفتند ارتباطات دائم مخفی و نامرئی بامردمان غیبی منجمله امام زمان دارد ، که همانا از نظر اهل کتاب و تحقیق ارتباط مستقیمی با حامله شدن زنان خانواده شهید و مفقودالاثر و غیره داشت و میگفتند گاهی هاله نوری بر دور سر کچل آقا نقش می بندد ، که از نظر عاقلان برق چربی و عرق زرد رنگی بود که دور عرق چین کثیف آقا نقش می بست . وقتی این سه نفر به محضر شیخ وارد شدند ، حاجی آقا خامنه ای مانند همیشه روی یک قالیچه نفیس ابریشمی یک وری لمیده بود و مشغول ور رفتن با منقل و وافورش بود و گاهی از تناقلات و شیرینی که جلویش پهن کرده بودند تناول می کرد و تسبیح می گرداند . پس از چند یا الله بلند و سلام علیکم غلیظ عربی هر سه نفر با خلوص و ارادت تمام جلوی آقا چمپاته زدند . خرحزب الهی :آقا خدا به شما صبر طویل بدهد که به خاطر ترس از روز قیامت و رضای خدا این ریاضت حجیم را بر خودتان تحمیل می کنید و همیشه یک وری روی یک پهلو دراز می کشید. آقا شکم گنده اش را کمی جا به جا کرد و فرمود : بعله دیگر خداوند گرفتاری و درد بنده های بر گزیده خودش را دوست دارد، ریاضت هم ازمراتب زهد و تقوای ما هست. بسیجی گی با خوشحالی : پس برای همین است که من بواسیر گرفته ام , حاج آقا خیلی اذیت می کند ولی حالا به خاطر رضای خدا تحمل میکنم. آقا خامنه ای با خوشروئی : بعله دیگر این نوع تحمل درد حسنه ها دارد , پس تو هم گرفته ای ،آها ،اما خوب روی زمین نشسته ای ها؟ بسیجی گی : زیاد بزرگ نیست حاج آقا .آقا : بعدا انشاءالله برای تبرک یک دستی روش میکشم. بسیجی گی : دست بوسیم حاج آقا . اصلاح طلب که مشغول حل کردن شیره در چائی نباتش بود با دست دیگرش مگس های سر و صورتش را پراند ، خداوند عجب حیوانات سمجی خلق کرده است حاج آقا چقدر اینجا مگس زیاد هست؟ چرا رفع مزاحمت نمی فرمائید؟ حزب اللهی خر: کشتن هوام مکروه است، و ترک و تحمل اولاتر است ؛ شاید ثواب هم داشته باشد. خامنه ای در حالی که دود تریاک را به سمت مگس ها فوت میکرد با لبخند : همشان بخوری شدند، سر ساعت همه می آند اینجا ، دسته دسته از تمام شهر می آند . بسیجی گی : عجب کرامت بزرگی ، می آند زیارت آقا . خامنه ای : یک روز رفته بودم کمیته امداد حضرت امام ، یک سر به خانم ها بزنم ، سرم شلوغ شد، سر ساعت نیومدم ،کلی مگس تلف شده بود . حزب اللهی خر با اندوه : آقا چرا عزای عمومی اعلام نکردید ؟ حاج آقا خامنه ای : خدا صبر بنده های برگزیده خودش را دوست دارد تو قم هم مگس زیاد هست خدا بزرگه . بسیجی گ اشک هایش را پاک کرد : آقا اینها با این که حیوان هستند و عقل و شعور ندارند دوستدار وخاطرخواه شما هستند اما مردم ایران که عاقل هستند همه به شما فحش میدهند؛ در بقالی و مکتب و توالت و خیابان حتی در نانوائی که می گویند برکت خدا درآنجا تجلی میکند هتک حرمت میکنند. خامنه ای با ناراحتی و تاثر عمیق : بگذارید فحش بدهند ، بگذارید عکس هایم را پاره کنند ، کار دشمن هست اما مقصر اصلی این خاتمی جاکش هست که اصلاحات درست کرده ، از زمانی که آمد مانتوو شلوار خانم ها یک وجب بالاتر رفته از هر طرف صدای غنا می آد تمام تهران شده جنده خانه برای مریض و محصل و کارمند و بچه ابن السبیل و گدا و پیرزن بوق میزنند ، حالا اینها چه اشکالی دارد؟ برای خانواده شهید و جانباز و اسراء و مفقود و آزاده و رزمنده هم بوق میزنند و روز روشن سوار میکنند؛ حاجی آقا به سرفه افتاد و با کف دو دست چند بار به ران های پر پشمش که از زیر عبا بیرون افتاده بود زد و استغفارکرد . اصلاح طلب : می خواست خانه عفاف ایجاد کند بسیجی ها مخالفت کردند. بسیجی گی : از بیت المال و کمیته امداد حضرت امام بدهیم خاتمی برای خانم های خراب خانه بسازد ؟ حزب اللهی خر: اگر خمس و زکاتش را بدهند مانعی ندارد به تقویت لشگر اسلام هم کمک می کند؛ خر حزب اللهی یک عدد خرما به دهن گذاشت و ادامه داد: بنظرم بهتراست برای فاحشه ها لباس اسلامی مخصوصی با آرم درست کنیم تا مردم اشتباهی برای بقیه خانم ها بوق نزنند. بسیجی گی فورا اضافه کرد : لباس باید بر طبق آرمان های امام راحل و موازین اسلامی درست شود وگرنه خلاف شرع و عرف اسلامی است. اصلاح طلب : حاج آقا اگرمصلحت میدانید با امام زمان مشورت بفرمائید تا ما و مردم تکلیفمان را برای انتخابات بدانیم . آقا خامنه ای :امام زمان چند روز گرفتاری دارند عیالش مریض شده کرایه خانه اش هم عقب افتاده اما قبلا از ایشان پرسیده ام . هر سه نفر با هم : سروپا گوشیم حاج آقا .خامنه ای : مردم که تکلیفی ندارند ،هر چه ما بگوئیم همان لازم الجراست راه رستگاری هم همان است ،آقا چند پک محکم به وافورش زد و با تفکر ادامه داد : همش تقصیر حضرت امام راحل هست اینقدر گند و گه بالا آورد و دروغ گفت که حالا با هیچ چی نمیشه درستش کرد , مادر قحبه خودش هم رحلت فرمود و رفت و ما را وسط معرکه گیر انداخت .خر حزب اللهی با پوزخند و همدردی : خودمانیم خوب پسرش را بگا دادیم ها ، حالا بنظر مبارک شما برای رفع مشکلات نظام رفسنجانی چطوراست؟ کرامات هم دارد ،سال پیش ازش پرسیدند شما که روحانی هستید این همه ثروت را می خواهی چکار؟ گفت: می خواهم در مواقع اظطراری از اسلام دفاع کنم ،الان هم میگه هرکس از من هرچی پیدا کرد مال خودش ، گورهم ندارم که کفن کنم!!! آقا خامنه ای : راست می گوید مرتیکه خاک برسر یابو !تمام پولهایش را در جنده خانه و قمارخانه ها خرج کرده است به مصلحت اسلام نیست سر کار بیاید به مردم وعده داده است اگر سر کار بیاید به جوانان آزادی مفرط بدهد و حجاب اسلامی را بردارد خر حزب اللهی : حاج آقا از زرنگیش هست اگر سر کار بیاید از این گه ها نمی خورد . اصلاح طلب : خاتمی چطور است حاج آقا ؟چند میلیون نفر را خر کردن کار خودش نیست ،بیست میلیون رای آورده اصلاحات هم کرده است. بسیجی گی :همه تقلبی بود چهار میلیون هم رای نیاورده بود. آقا : کدام اصلاحات؟ هشت سال هیچ گهی نخورده ، مردک پفیوس می خواست با آمریکا رابطه برقرار کند .اصلاح طلب : حاج آقا می گویند بسیجی ها نگذاشتند کاری کند وگرنه گفتگوی تمدن ها را شروع کرده بود . بسیجی گی : اگر ما نبودیم و مردم را سرکوب نکرده بودیم که نظام اسلامی تا حالا هزار بار بگا رفته بود! آقا خامنه ای : خدا شما سربازان امام زمان را اجر بدهد ؛ یکبار زمان مرحوم شاه آخوند ها را از بالا پرت کردند پائین حالا ما هم به تلافی چند تا دانشجوی تنبل و بی انظباط را از پشت بام پرت کردیم پائین! چه اشکال دارد ؟ بعد از این هم نگذارید مردم بی انضباطی و شلوغ کنند، هر کس بر خلاف ما و اسلام حرف زد ببرید زندان سر به نیستش کنید. روزنامه ها و مجلات را هم ببندید ،پدر سوخته ها هر چه دلشان می خواهد می نویسند ،همه با دشمن هستند، هکر ها و وبلاگ نویس ها هم دشمن هستند. خر حزب اللهی با لحنی محزون: نگران نباشید آقا, اینترنت را فیلتر کرده ایم , سرعتش هم از الاغ سلمان فارسی کمتر هست ماهواره ها را هم جمع می کنیم دستگاه های پارازیت اندار هم نصب کرده ایم، اصلا چطور است فتوا بدهید نگهداری و استفاده از کامپیوتر و ماهواره مکروه است؟ آقا :مصلحت نیست خودمان سایت های تبلیغات آخوندی داریم. بسیجی گی : آقا تا سرمایه نفت و گاز دست ما هست با خایه مالی آمریکا و اروپا را راضی نگه می داریم که کاری با ما نداشته باشند هرچقدر پول و امتیاز هم بخواهند بهشان می دهیم فقط اجازه بدهند شما حکومت کنید. حزب اللهی خر: آقا کروبی گفته اگر سر کار بیاید ماهی پنجاه هزار تومان به مردم پول می دهد! خامنه ای : اول این مردک نادان را بفرستید کلاس اکابر تا قدری سواد یاد بگیرد ، با درآمد نفتی که ما داریم سهم مردم هر ماه بالای یک میلیون تومان می شود واقعا که چه خری را رائیس مجلس کرده ام. اصلاح طلب: آقا روزگار سختی شده مردم دستمان را خوانده اند ،از آخوند و دین بیزار شده اند ، به اسم اسلام غیر از جنگ و فقر و بدبختی و عزا و انزوای جهانی هیچ گه دیگری نخورده ایم مملکت را حسابی بگا داده ایم! آقا خامنه ای : مال بابایمان که نیست! اگر به مردم رفاه می دادیم که مثل شاه بدبخت ما را هم سرنگون می کردند! مگر ندیدید همین که خواست خودسری کند و برای خودش قدرتی بشود سرنگونش کردند؟ حالا هم که ما به اروپا و پشت سر آمریکا باج می دهیم نگرانی نیست. اصلاح طلب : حاج آقا شاه میخواست ایران را از ژاپن پیشرفته تر کند و با اینکه ایرانی ها و کشور را دوست داشت مردم شورش کردند پس وای به حال ما اگر خدای نکرده مردم شلوغ کنند تو هیچ سوراخی نمی توانیم قایم بشویم . بسیجی گی : زبانم لال اون موقع لبنان به ما جا می دهد . حزب اللهی خر: هوس سنگ کردی بچه جان؟ آقا : باید شخص صالح و عادلی رئیس جمهور بشود که بتواند مردم را به نحو احسن سرکوب کند و دشمنی ها شورش ها عداوت های دشمنان اسلام و مردم را خنثی نماید !. بسیجی گی : احمدی نژاد چطور است حاج آقا ؟ نصبتش هم به قوم یاجوج و ماجوج و به روایتی عوج ابن عنق بر میگردد. اصلاح طلب : بله سوابق مبارزاتی هم دارد و قبلا در گروگانگیری سفارت آمریکا با دانشجویان پیرو خط امام دست داشته همان که حضرت امام جاهل می فرمود ولاکن این حرکت انقلابی شما خودش از انقلاب اولتان بزرگتر است ، حالا که دشمنان اسلام می گویند شما آن روز آنجا بودی؟ میگه کی گفته؟ من نبودم؟ من کی از این گه ها خورده ام ؟ اقلا نمی گوید اما کاش بودم به کلی انکار می کند و پیام حضرت امام را نادیده می گیرد! راستی ها حاج آقا واقعا که حرکت احمقانه ای بود , پنجاه و دو نفر را گرفتیم که چه بشود؟ آمریکا هم با همین بهانه تمام دارائی های ایران را مسدود کرد و قرارداد های چند میلیارد دلاری را که قبلا شاه مرحوم پولش را از قبل داده بود را ملا خور کرد , دست آخر هم مجبور شدیم همه را آزاد کنیم اصلا از همان اول هم می دانستیم که نمی توانیم هیچ غلطی بکنیم ! آقا خامنه ای : بعله که می دانستیم در عوض شو خوبی برای مردم ایران بازی کردیم ، یعنی مردم بدانند که آمریکا هیچ کاری نمی تواند انجام بدهد و ما هم از آمریکا نمی ترسیم !!.خر حزب اللهی : حکمت هشت سال دفاع مقدس چی بود حاج آقا ؟ ما که آن روزها می گفتیم نه شرقی نه غربی پس چرا از روسیه و غرب اسلحه می خریدیم!؟ حتی دشمن افشا کرد که یک کشتی بزرگ با بار اسلحه که ما از اسرائیل خریده بودیم و از سمت آرژانتین می آوردیم توقیف کردند و آبرویمان را بردند!. حاج آقا از قوری بغل دستش یک چای یکرنگ برای خودش ریخت : بعله دیگر در آن روز ها محصول کشاورزی بدلیل کمبود بارندگی خراب شده بود قرار شد از اسرائیل سیب لبنانی وارد کنیم که دشمن بغرض از آن به عنوان سلاح یاد کرده است . بسیجی گی با حسرت : مگر نه اینکه حضرت امام فرموده بود ولاکن هرکس در جبه کشته بشود با ضمانت نامه فارسی به بهشت می رود در آنجا هم جوی های شیر و شراب و انگبین هست و از همه بالاتر به او غلمان می دهند : خر حزب اللهی : بعله حورالعین و قصر های بهشتی و کوفته تبریزی و حوض کوثر. خامنه ای : خوب دیگر به اوقات ملکوتی ظهر نزدیک شدیم ، به نظرم احمدی نژاد بد نیست ، آدمکش خوبی هست شاید مردم ازش حساب ببرند ، قبلا تیر خلاص به دشمنان اسلام می زد . هر سه نفر: امر شماست آقا ، هر چه باشد شما نماینده و کارمند رسمی خدا بر روی زمین هستید. آقا با لبخند : خوب دیگر من خیلی خسته شدم ، باید یک سر به حاجیه خانم ننه کلثوم بزنم دخترش رقیه پا به ماه است آش نذری پخته گفته براش هم بزنم تا تبرک بشه؛ خر حزب اللهی : آقا واقعا که شما دلسوز و حامی مردم ایران هستید ای کاش مردم هم قدر شما را می دانستند. جوان بسیجی گی : آقا قرار بود با دست شفا بخش و مبارکتان بواسیرم را لمس کنید؟ آقا : باشد فرزندم تو همینجا مشغول باش آخر شب که برگشتم انشاءالله ,خدا کاهلان را دوست ندارد، و رو به دو نفر: شما ها بروید و فرامین امام زمان را به بقیه ارازل و اوباش برسانید . همه با هم : التماس دعا حاج آقا . آقا در این وقت عبای مبارک بر دوش گرفت و هن هن کنان از در خارج شد

Taha Jabbarzadeh Khoei

0 reacties: